احساس بیهودگی
-
تاریخ: 1405/5/20 ساعت: 2:00
احساس بیهودگی امشب سرک کشیدم به گذشته. برای اینکه هنوز هم احساس پوچی میکنم. و یادم اومد که اونجا مامنم بوده. و یادم اومد که برای اینکه باز دچار نشم، باید کسی رو پیدا کنم که مامنم بشه. و بتونه راز هام رو تحمل کنه. و کمکم کنه خودم باشم. برای همین از اینکه خونواده ش توی کوچیک ترین و جزیی ترین چیزها دخا...
ناکام
-
تاریخ: 1405/5/20 ساعت: 2:00
ناکام R:من کنارتون یه دختر کوچولو بودم. همونی که همیشه میخواستم باشم. که شیطونی کنم. که نوازش کنم. که مراقبت بشم. بدون اینکه من مراقب کسی باشم. و بله درد میخواستم. شما هم گفتین که میخواین. خجالت میکشیدم. طول کشید تا عادت کنم بهتون. به بوی تن تون. به مزه ی پوست تون. ولی هنوز عادت نکرده بودم به اینکه...
رونین نمیدونم چند
-
تاریخ: 1405/5/20 ساعت: 2:00
رونین نمیدونم چند داشتم عصر برای خودم مرثیه سرایی میکردم که دلم خواست بیام و بنویسم بعد بجای نوشتن آغاز کردم به خوندن نوشته های قبلیم. خیلی خیلی قبلو بعد فهمیدم که اشتباه دارم چس ناله میکنم!اون روزای تاریک و سخت گذشته. و من سر جامم. پس این روزا هم میگذره! و من بالاخره باید بزرگ بشم. باید این درد بز...
-
تاریخ: 1401/11/28 ساعت: 1:55
به شکل احمقانه ای، میل دارم محبت و توجه گدایی کنم!